خداحافظ رمضان!

 

 خداحافظ رمضان 

ببخشید که دلم نمیاد عید فطر رو تبریک بگم...


همون لحظه میری که مثل همیشه

دلم به کمون ِ نگاهت شکاره

نگو باز میری و باید بمونم

خداحافظی گریه مو درمیاره

 

تو که طعم ِ آغوش ِ مهمون نوازت

به خوبی ِ خوبی!‌ به ماهی ِ‌ماهه!

اگه با تو سی روز و شب زنده بودم...

ولی من هنوزم تمومم سیاهه

 

چقد باید از اشتیاقم بدونی

که منت بذاری به یه قلب خسته

کجا دیده بودی که وقت جدایی

یکی ناگزیره... یکی دلشکسته

 

دلم زیر و رو شد سحرها و شب ها

تو بیدار کردی منو از یه خواب ِ...

خداحافظی آخرین درد من نیست

که بعد از تو دنیای من در عذابه

 

نمی تونم این لحظه ها رو ببینم

چشام موقع رفتنت بسته میشه

تو میری ولی من به یاد تو هر شب

دلم به «خدا» داره وابسته میشه


...............................................

..............................................

 بخشی از یک ترانه 

 سیامک ساسانیان  ١٨/شهریور/١٣٨٩

   + سیامک Siamak - ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸٩