بيا سکوت کنيم...

وقتی برای ادامه دادن زمان زياده ولی راه رو گم ميکنی. وقتی کسی رو تو کنج خلوتش ميبينی. همون وقت که داره فرياد ميزنه: اين منم. من . من که سالهاست تنهام. اونوقته که دستشو ميگيری و بهش ميگی. از امروز من با تو هستم. ولی اصلا فکر کردی که چی داری که بهش بگی؟ به کسی که يه عمره به جز سکوت چيزی نشنيده و فقط صدای فريادشه که توی سکوت پيچيده.حتما تو هم چيزی نميگی به جز اينکه الان سکوت لازمه و  دوباره توی سکوت تنها ميزاريش و ميری.

چقدر خوب بود که همه ما به اندازه همه اشتباهاتی که توی زندگی انجام داديم، سکوت ميکرديم. تا ديگه مجبور نباشيم بدون اجازه وارد خلوتی بشيم که توی اونجا سکوت بلندترين صدايی که شنيده ميشه، تا ديگه صدای سکوت رو با صدای فرياد نشکنيم. تا دوباره ادامه بديم.......

   + سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ٢:٢٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٤ آذر ۱۳۸٦