تعارف...

-سلام آقا...
-به...سلام آقا سیامک..بفرمایید منزل
-ممنون
-بفرمایید ناهار در خدمتتون باشیم
-نه..ممنون
-تعارف میکنی؟..حالادیگه ما غریبه شدیم؟..بیا یه لقمه با هم میخوریم دیگه..
-نه خیلی ممنون..من کار دارم..باید برم..
-ای بابا..روی مارو زمین ننداز...تعارف نکن..آخه جمعه کجا کار داری..
-باور کن باید برم..تعارف نمیکنم..
-خیله خب..اشکالی نداره..حالا میخوای برسونمت؟
-ببخشید!!!؟؟
-آخه داریم میریم بیرون..خانوم بچه ها تو ماشینن..داریم میریم پارک...
.
.
.
.
اٍ اٍ اٍ ...خجالت بکش...خوبه ما روی ناهاری که تعارفشو میکردی حساب نکردیم..تا یه دقیقه پیش داشتی میگفتی بفرمایید بریم منزل..ناهار در خدمتتون باشیم...تو که خودت داری میری بیرون که..

آخه آدم چی بگه از دست این تعارفای الکی که بعضی ها تیکه پاره میکنن؟؟؟

   + سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٧