از من جدا مشو...

چنان تنهای تنهایم که گویی نیستم با خود

نمیدانم که عمری را چگونه زیستم با خود

استاد مهدی اخوان ثالث

سلام...

بالاخره برگشتم... از اینکه مدت زیادی نبودم شرمنده ام...  دل خودمم براتون تنگ شده اما چاره ای نبود.. خودمم مونده بودم چیکار کنم.. به قول استاد ثالث:

هر چه می گویم نر است، این زندگی گوید: بدوش!

هر چه می گویم که افتادم ز پا، گوید: بکوش!

از لطف و محبتتون و نظرهاتون تو این مدت که نبودم ممنونم... همین.  همین دیگه.. (کلا آدم کم حرفیم!)

 

از من جـدا مشو که تو ام نور دیــده ای      آرام جـان و مـونـس قـلب رمـیـده ای

از دامــن تو دســـت ندارنــد عاشــقــان     پـیـراهـن صـبـوری ایـشـان دریده ای

از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک     در دلـبری بـه غایـت خـوبی رسیده ای

منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان     مــعـذور دارمــت کـه تو او را ندیده ای

آن سر زنش که کرد تو را دوست حافظا     بیش از گلیم خویش مگر پا کشیده ای

   + سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٧