آخرین حرف های یک نامه

مثل یک انتظار طولانی
چشم در راه جاده های توام
بعضی از روزها به جای خودم
بعضی از روزها به جای توام

 

آخرین حرف های یک نامه
با تو و جای خالی ات بودم
آنقدر اشک نذر غم کردم
تا دلم را به درد آلودم

 

مثل رویای کودکی با یک
چشم بر هم زدن… نمی رفتی
دیر می آمدی ولی به خدا
زود از یاد من نمی رفتی

 

دیر می آمدی ولی شاید
آمدن را بهانه می کردی
تا که سهم من از نگاهت را
هم قلم با ترانه می کردی

 

تا صدای نفس نفس زدنم
با سکوت تو خوب در هم شد
انتظارم چقدر بی پایان
با قدم های کوچکت کم شد

 

تا همیشه به فکر می رفتم
با نشانی کوچکی از تو…
[ آخرین حرف های یک نامه
با دو چشمان کودکی از تو ]

 

  سیامک ساسانیان  
خرداد ۱۳۹۰

   + سیامک ساسانیان Siamak Sasanian - ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠