عاشق و بیزار
قبل از هر چیز باید صمیمانه از همه دوستانی که همراهیم می کنند و در طی این مدت به من لطف داشتند تشکر کنم و معذرت خواهی کنم که نمی تونم به خاطر مشغله زیاد بهشون سر بزنم. حتی به روز کردن یه ثانیه هم اینروزها برام میسر نبود. هر چند که حالا این طلسم شکسته شد.
ترانه ای که می خونید واگذار شده و در واقع اون رو بر اساس ملودی نوشتم...
چی شد از کدوم دو راهی
به ته جاده رسیدیم؟
دور عشق و آشنایی
چرا ساده خط کشیدیم؟
بین دستای من و تو
بگو کی فاصله انداخت؟
بگو چی شد که نگاهت
دیگه حتی منو نشناخت؟
دنبال یه خندم از تو
وسط عکسای پاره...
بگو کی قد من از تو
اینهمه خاطره داره؟!!
من به انتها رسیدم
از یه عشق بی اراده...
وقتی از یاد تو رفتم
خیلی ساده... خیلی ساده!!
منو با یه بغض مبهم
به ته جاده رسوندی
اگه عاشقم نبودی...
چرا قلبمو شکوندی؟
آخرین فرصت عشقو
تو تو این خونه نگه دار
فاصله فقط یه لحظه س
بین یه عاشق و بیزار...
عاشق و بیزار...
سیامک ساسانیان - آبان ماه 1390
آخرین حرف های یک نامه
مثل یک انتظار طولانی
چشم در راه جاده های توام
بعضی از روزها به جای خودم
بعضی از روزها به جای توام
آخرین حرف های یک نامه
با تو و جای خالی ات بودم
آنقدر اشک نذر غم کردم
تا دلم را به درد آلودم
مثل رویای کودکی با یک
چشم بر هم زدن… نمی رفتی
دیر می آمدی ولی به خدا
زود از یاد من نمی رفتی
دیر می آمدی ولی شاید
آمدن را بهانه می کردی
تا که سهم من از نگاهت را
هم قلم با ترانه می کردی
تا صدای نفس نفس زدنم
با سکوت تو خوب در هم شد
انتظارم چقدر بی پایان
با قدم های کوچکت کم شد
تا همیشه به فکر می رفتم
با نشانی کوچکی از تو…
[ آخرین حرف های یک نامه
با دو چشمان کودکی از تو ]
سیامک ساسانیان
خرداد ۱۳۹۰
...
خداحافظ رمضان!
خداحافظ رمضان
ببخشید که دلم نمیاد عید فطر رو تبریک بگم...

همون لحظه میری که مثل همیشه
دلم به کمون ِ نگاهت شکاره
نگو باز میری و باید بمونم
خداحافظی گریه مو درمیاره
تو که طعم ِ آغوش ِ مهمون نوازت
به خوبی ِ خوبی! به ماهی ِماهه!
اگه با تو سی روز و شب زنده بودم...
ولی من هنوزم تمومم سیاهه
چقد باید از اشتیاقم بدونی
که منت بذاری به یه قلب خسته
کجا دیده بودی که وقت جدایی
یکی ناگزیره... یکی دلشکسته
دلم زیر و رو شد سحرها و شب ها
تو بیدار کردی منو از یه خواب ِ...
خداحافظی آخرین درد من نیست
که بعد از تو دنیای من در عذابه
نمی تونم این لحظه ها رو ببینم
چشام موقع رفتنت بسته میشه
تو میری ولی من به یاد تو هر شب
دلم به «خدا» داره وابسته میشه
...............................................
..............................................
بخشی از یک ترانه
سیامک ساسانیان ١٨/شهریور/١٣٨٩
یه روزی یه پنجره بود
.......................................................................................................................
.......................................................................................................................
...............................................................................................................هیچی!
یه روزی یه پنجره بود
توی یه شهر ِ سوت و کور
رو به یه دیوار بلند
با همه قهر، از همه دور
نگاش به سمت ِ ناکجا
با همه بود، اما جدا
یه عمری باز و بسته شد
تو قفس ِ فاصله ها
یه قلب سخت ِ شیشه ای
تنهای تنها تا ابد
یه قاب ِ سرد ِ یخ زده
میون ِآدمای بد
تا زد و مثل آدما
نفس نفس گلایه شد
نگاه ِخورشیدو گرفت
واسه همیشه سایه شد
فرصت ِ آشنایی شد
میون ِ آدما نشست
چشماشو بست و وا نشد
سنگ شد و قلبا رو شکست
گلایه بود و گریه بود
زیر یه گنبد کبود
اول ِ هر چی بین ماست
یه روزی یه پنجره بود...
سیامک ساسانیان
باران گرفت!
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار، عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم.. من! که روم خانه به خانه
شیخ بهایی
(متن کامل این مسمط در ادامه مطلب)
باران گرفت!
خورشید صبر کرد، عالم سیاه شد
باران گرفت! ابر، هم آغوش ماه شد
چشم زمین به فاصله ها تر شد و گریست
بیچاره سنگ، یکدفه پر پر شد و گریست
حتی تمام ثانیه ها اشتباه ماند
آدم دوباره مثل ازل بی گناه ماند
باران گرفت! اشک دوباره شدید شد!
بغضم شکست! فاصله ها نا پدید شد...
باران گرفت! فاصله ها را به خواب برد
حتی سئوال آینه را بی جواب برد
آبی دوبار از شب تیره نشان گرفت
باران تمام شد... دل آسمان گرفت!
چیزی جز عشق وعشق به باور نمی رسید!
روز از دوباره شد و به آخر نمی رسید...
باران گرفت...
سیامک ساسانیان
آذرماه 88
همیشه این روزها که می رسید حال و هوای متفاوتی داشتم. این را از آن جایی می گویم که من و تمام اتفاقات خوب و بد زندگی ام تصمیم گرفته ایم سال هشتاد و هشت را متفاوت باشیم!! نمیدانم این سال چه جذابیت و ویژگی خاصی برای من داشته که از سال های دیگر متمایزش کرده؟! چون احتمالا ملاکم تنها دو هشت در کنار هم قرار گرفته نیست! :)
ادامه مطلب
نظرات ()

