حالا که عشق را به تمسخر گرفته اید...

دردا کــه در دیار شــما درد یار نیست
حتی انار قلب کسی زخــم دار نیست
ای مردمی که مسخ بهارید و دلخوشید
این فصل های تلخ و دروغین بهار نیست
احساس را چه ساده به تصویر می کشید
یک ذره هم به عشق شما اعتبار نیست
این جا اسارت است که بیداد می کند
در شهر ما پرنده ی دل در حصار نیست
افسوس آسمان شما بی ستاره است
سیاره های عشق شما بر مدار نیست
حالا که عشق را به تمسخر گرفته اید
یعنی که جنس قلب شما از انار نیست
این دردها نهــایـت پرواز آدمـی اسـت
دردا کــه در دیار شـما درد یـار نیست

شاعر: حنیف جعفری خورشیدی (بهشهر)

/ 40 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

راستی موافقم با تبادل لینک در اولین فرصت با افتخار شما رو لینک میکنم (یادم رفت بگم با همون باز هم زندگی منو لینک کنید) ممنونم[گل]

Ahmad Asgharzada

salam dadashi khobi mer30 sar zadi baba ba marami dige chikaret konam

هیوا

وبلاگت جالب بود اما جالب تر اینکه حتی یک ثانیه هم از گذاشتن آخرین پستم نگذشته بود که کامنتت گذاشنی[چشمک] خیلی خوشحال شدم...بازم سر بزن...منتظرتم[گل]

اسمان

زندگی را درک کن.زیرا آخر جاده ی زندگی تابلویی هست با این نوشته:دور زدن ممنوع! سلام کاری بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

کولی

سلام از خوندن مطالبتون لذت بردم شاد باشین[گل]

کولی

سلام از خوندن مطالبتون لذت بردم شاد باشین[لبخند]

حنیف

درود....این شعر منه اما اهل ابادان نیستم. اگر خواستی باهام تماس بگیر رفیق....09119009106

ریوندی

تبریک میگم حنیف جان